تبليغاتX
راز گل سرخ
خوش آمدید- نظر یادتون نره

ای خدا hard دلم format مکن    fild  من را خالی برکت مکن

 Option غم را خدایا  on مکن    فایل اشکم را خدایا run مکن

Del tree کن شاخه های غصه را    سردی و افسردگی را هر سه را

Jumper شادی بیا تا set کنیم    سیستم اندوه را reset کنیم

نام تو password درهای بهشت    آدرس g-mail سایت سرنوشت

ای خدا روز ازل cad داشتی    mouse بود اما مگر pad داشتی

که چنین طرح 3d میزدی    طرح خود بر روی cd میزدی

تا نیفتد bug در اندیشه مان    تا که ویروسی نگردد ریشه مان

ای خدا ازبهر ما ایمن فرست    بهر دلهای پر آتش fan فرست

ای خدا حرف دلم با کی زنم    help میخواهم که F1 میزنم

 

+ نوشته شده در  شنبه 7 شهریور1388ساعت 20:12  توسط مهرداد رباطمیلی | 

برای ورود به سایت کلیک کنید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مهر1387ساعت 19:48  توسط مهرداد رباطمیلی | 
 

 

ذهن ما باغچه است

گل در آن بايد کاشت

ور نکاری گل من

علف هرز در آن می‌رويد

زحمت کاشتن يک
گل سرخ

کمتر از زحمت برداشت هرزگی آن علف است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مهر1387ساعت 15:50  توسط مهرداد رباطمیلی | 

یک اگر با یک برابر بود

معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود
ولی آخر کلاسیها ،
لواشک بین هم تقسیم می کردند
آن یکی در گوشه ای "جوانان" را ورق می زد
دلم می سوخت
برای او که بیخود های و هو می کرد
و با آن شور ،
تساوی های جبری را نشان می داد
و با خطی خوانا به روی تخته ، کز ظلمت
چو قلب ظالمان و چهره زندانیان تاریک بود ،
تساوی را چنین بنوشت:
یک با یک برابر است اینجا
از میان جمع شاگردان یکی بر خاست ،
همیشه یک نفر باید به پا خیزد ...
و بآرامی سخن پس داد ،
این تساوی اشتباهی فاحش و محض است .
نگاه بچه ها ناگه به یک سو خیره شد با بهت
معلم مات بر جا ماند
و او پرسید : اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آیا باز هم یک با یک برابر بود ؟
سکوت مدهشی بود و سؤالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد آری
و او با پوزخندی گفت:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه زور و زر بدامن داشت بالا بود
وآنکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پست تر می بود ؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه رنگش نقره گون چون قرص مه می بود بالا بود
وان سیه چرده که می نالید پایین بود ؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود ،
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفتخواران از کجا آماده می گردید ؟
یا چه کس دیوار چینی ها بنا می کرد ؟
یک اگر با یک برابر بود ،
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟
معلم ناله آسا گفت:
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید
یک با یک برابر نیست.

انیمسشنهای عاشقانه 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مهر1387ساعت 3:16  توسط مهرداد رباطمیلی | 

   تا که بودیم نبودیم کسی

      کشت ما را غم بی هم نفسی

      تا که رفتیم همه یار شدند

       خفته ایم و همه بیدار شدند  

         قدر آیینه بدانیم چو هست    

      درآن وقت که اقبال شکست 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مهر1387ساعت 2:21  توسط مهرداد رباطمیلی | 

تغییر دنیا
 
کودک که بودم میخواستم دنیا را تغییر دهم.
 
بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید کشورم را تغییر دهم.
 
بعد ها کشورم را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم.
 
در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم.
 
اینک که در آستانه مرگ هستم
 
می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم
 
شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 3:17  توسط مهرداد رباطمیلی | 

 

 دنیا به مثل بهر بشر مزرع کشت است    بی حب علی کشتن این مزرعه زشت است  

                                                  

  بنوشته چنین بر در فردوس                       هرکس که علی دوست بود

 

                                          اهل بهشت است

                                                   

                                            

عمرت بگذشت و دست به کاری نزدی

بر گردن لحظه ها مهاری نزدی

صد توپ گرفته همه را کردی اوت

صد پاس گرفته آبشاری نزدی

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت 2:22  توسط مهرداد رباطمیلی |